چهار دزد محصور در شرف در بوزر محلی، جایی که همه چیز از آنجا شروع شد، ملاقات می کنند. در زیر این شوخی، راز تاریکی نهفته است که وفاداری این چهار دوست را تا سرحد آزمایش می کند تا ببیند آیا واقعاً افتخاری در میان آنها وجود دارد یا خیر...
سه نوجوان متوجه می شوند که خانه همسایه آنها واقعاً یک هیولای ترسناک و زنده است.
کارلا اندروز و دانیل مارکس، زن و شوهری که در یک رابطه دشوار هستند، تصمیم میگیرند در کوههای کلرادو به تنهایی بگذرانند. پس از رسیدن، آنها به سرعت متوجه می شوند که از تنهایی دور هستند، زمانی که کارلا شاهد یک قتل در هان است...
No Safe Spaces ادعا می کند که سیاست هویت و سرکوب آزادی بیان در هر بخش از جامعه گسترش یافته و آمریکا را تهدید به تجزیه می کند.
ماساژور/شمشیرزن نابینا به شهری می آید که کنترل باندهای متخاصم را در اختیار دارد، و در حالی که با یک خانواده کشاورز می نشیند، با دو زن با دستور کار خودشان ملاقات می کند.
یک جوان مطلقه با نقل مکان به یک آپارتمان زندگی خود را دوباره به دست می آورد. اما وقتی یک فرد غریبه به طور مکرر با او تماس می گیرد و تهدید می کند که زندگی جدید خود را تغییر می دهد، چه خواهد کرد؟
هنگامی که یک سلاح فوق سری به دست مزدوران می افتد، یک مامور وحشی سیا با سه مامور بین المللی در یک ماموریت مرگبار برای بازیابی آن می پیوندد، در حالی که یک قدم جلوتر از زنی مرموز می ماند که هر متر آنها را ردیابی می کند.
یک استندآپ کمدین که در آستانه موفقیت است، وقتی یک قاتل را در سالنی که قرار است بزرگترین نمایش خود را در آنجا اجرا کند، کشف می کند، باید یک انتخاب وحشتناک انجام دهد…
یک پاسبان پلیس که با بچه 10 ساله خود در ساختمانی گیر می کند و چگونه آنها از ساختمان در محاصره گروهی از دشمن فرار می کنند.
آیف را دنبال می کند. او به خاطر رویای انیماتور شدنش زمانی برای عشق ندارد. او با مانی ملاقات می کند و آنها با یک رابطه راحت موافقت می کنند که در ماهی که قرار است به سنگاپور برود منقضی می شود.
میلیسنت یک ترم از تحصیل خود را ترک می کند تا روی پایان نامه خود در مورد کودکان مبتلا به آلرژی شدید تمرکز کند، که او را به فرد مناسبی برای مراقبت از جانی کوچک تبدیل می کند، کودکی بیمار و لال که از هر مشکلی رنج می برد...
با الهام از فیلم کلاسیک فرانسیس وبر در سال 1976 "اسباب بازی".
یک زن جوان که برای مراقبت از مادربزرگ به شدت مریضش به خانه بازگشته، شب ها در خواب راه میرود، با ارواح ارتباط برقرار کرده و اسرار تاریکی را در مورد گذشته ی خانواده اش کشف می کند و....