سه مرد که با یک پیوند برادری به هم متصلن، مصمم به انتقام گرفتن هستن.
موفاسا، توله ای گمشده و تنها، با شیری دلسوز به نام تاکا، وارث یک سلسله خونی سلطنتی، ملاقات می کند. این ملاقات تصادفی سفری گسترده از گروهی از افراد ناسازگار را به حرکت در می آورد که در جستجوی سرنوشت خود هستند.
سونیک، ناکلز و تیلز بار دیگر برای مقابله با دشمنی قدرتمند و جدید به نام شدو متحد میشوند؛ یک شرور مرموز با قدرتهایی که مانندش را هرگز پیش از این ندیدهاند. با برتری تواناییهای شدو، تیم سونیک ناچار است به دنبال یک اتحاد غیرمنتظره بگردد.
وقتی شمال غربی اقیانوس آرام با موجی از بمبگذاریهای مرگبار و سرقتهای بانکی روبهرو میشود، یک مأمور کهنهکار افبیآی باید با تروریستی کاریزماتیک مقابله کند که نقشهای برای سرنگونی دولت آمریکا در سر دارد
ایش یک بازمانده پیدا میکند، اِما. جرقهای میانشان شکل میگیرد. آیا این واقعی است یا فقط به این دلیل است که آنها آخرین انسانهای روی زمین هستند؟ طبیعت بیرحم است. موشها شهر سن لوپو را دچار
پس از دریافت تماس شوم، هی-جو نقشه مخفیانهاش را رها میکند. سپس در مصاحبهای دشوار با سا-اون شرکت میکند و لحظهای صمیمی را به اشتراک میگذارد.
روث، مایک و رمی درگیر یک مسابقه نفسگیر با پلیس میشوند تا از کشف شواهدی که میتواند نقشه سرقت را به خطر بیندازد جلوگیری کنند.
حالا که رایلی نوجوان شده است، کارگردان رویای پائولا باید تولیدات پر از درخشش خود را متناسب با سن او بزرگتر کند.
در حالی که مرد عنکبوتی تحت تعقیب گروه مزدور "انفورسرها" قرار دارد، باید از نورمن آزبورن در برابر خشم انتقامجویانهی ابرشرور خطرناک، ولچر، محافظت کند.
سیدو در موقعیتی غیرمنتظره با دختری به نام راکشا آشنا می شود. عجیب است که راکشا گاهی مانند یک شیطان و گاهی مانند یک جنایتکار رفتار می کند. راکشا جنایتکار است یا شیطان؟
داستان فیلم در مورد مردی خانواده دوست به نام جاستین کمپ (با بازی نیکلاس هولت) است که به عنوان هیئت منصفه در یک محاکمه پر سر و صدای قتل حضور دارد. اما او به زودی خود را درگیر یک معضل اخلاقی جدی میبیند، معضلی که میتواند برای تغییر رای هیئت منصفه و احتمالا محکوم کردن یا آزاد شدن متهم استفاده شود و…
من ۱۰۰۰ نفر رو جمع کردم تا برای ۵ میلیون دلار، بزرگترین جایزه نقدی تاریخ تلویزیون، رقابت کنن! نمیدونم چرا هنوز داری اینو میخونی، همین الان برو ببینش! دیگه اسپویل نمیکنم.
در طول جنگ جهانی دوم، گردانی متفاوت پا به میدان گذاشت. تنها گردان تماماً زنانه و سیاهپوست ارتش آمریکا با مأموریتی روبهرو شد که همه آن را غیرممکن میدانستند: سه سال نامههای نرسیده به سربازان، ۱۷ میلیون قطعه امید، عشق و انتظار، باید در شش ماه مرتب شوند. این زنان، با شجاعت و ارادهای بینظیر، ثابت کردند که هیچ غیرممکنی در برابر اراده انسانی دوام نمیآورد.