یک دختر دوازده ساله توسط یک اسب نر سیاه جادویی به دنیای عرفانی آلبیون" منتقل می شود؛ جایی که متوجه می شود که او به تنهایی کلید نجات کل یک نژاد است."
کمدی
جک و لیندسی به یک سفر فرار با غریبههای ثروتمند دعوت میشوند: در سوراخ خرگوش، و به آرامترین آخر هفته زندگیشان. آیا رابطه آنها می تواند زنده بماند؟
مربی نوجوان Fuutaro Uesugi بالاخره باید بین 5 خواهر ناکانو که همه نسبت به او احساس دارند، در جشنواره فرهنگی آتی مدرسه یکی را انتخاب کند. رویدادی که منجر به عروسی او با یکی از آنها در یک فلش فوروارد خواهد شد.
راهاندازی مجدد «Munsters» که به دنبال خانوادهای از هیولاها بود که از ترانسیلوانیا به حومه آمریکا نقل مکان کردند.
سایکی کوسو یک روانشناس قدرتمند است که از جلب توجه متنفر است، با این حال او توسط شخصیت های مختلف احاطه شده است که همیشه راهی برای حذف او از زندگی روزمره پیدا می کنند.
رالفی را که اکنون بالغ شده است، دنبال می کند که به خانه ای در خیابان کلیولند باز می گردد تا کریسمس جادویی را مانند کریسمس کودکی به فرزندانش بدهد، با دوستان دوران کودکی خود ارتباط برقرار کند و با مرگ پیرمرد خود آشتی دهد.
راغاوا در لکنوو به همراه پسرش آرجون زندگی می کند و سر آشپز در واحد پذیرایی براهمین است. او وجودی مسالمت آمیز دارد و بهترین ها را برای پسرش می خواهد. به نظر می رسد همه چیز خوب پیش می رود ، تا زمانی که اسکلت هایی از گنجه او بیرون می آیند و او مجبور می شود آواتار اصلی خود را بگیرد.
داستان فیلم در دهه 1990 میلادی روایت می شود و درباره یک کارآگاه عروسی است که ماموریت دارد نسبت به بررسی دامنه دامادهای احتمالی اقدام کند. با توجه به اینکه در آن ایام از رسانه های اجتماعی و تلفن های همراه هنوز خبری نبود، او باید همه کارها را شخصاً انجام دهد و...
یک فرد اجتماعی پیر در منهتن که از میراثش به سختی می گذرد ، به همراه پسر و گربه اش به آپارتمانی کوچک در پاریس نقل مکان می کند.
یک جوان را دنبال می کند که آماده ازدواج است، اما اتفاقات خنده داری رخ می دهد و برنامه های او را تغییر می دهد.
زنی تهدید می کند که شوهرش را ترک خواهد کرد مگر اینکه توالت در خانه آنها نصب کند. او برای جلب عشق و احترام او راهی سفر می شود تا با جامعه عقب مانده مبارزه کند....
لاکی سفر معنوی یک ملحد 90 ساله را روایت می کند و از شخصیت های عجیب و غریبی که در شهر بیابانی زندگی می کنند اتفاقاتی را به تصویر می کشد...
لالا کدارنات، بزرگترین و تنها برادر 4 خواهر، مغازهای را اداره میکند که توسط پدرش راهاندازی شده بود. لالا در بستر مرگ به مادر ضعیفش قول می دهد که تنها پس از انجام مسئولیت ازدواج ازدواج کند...