کلمنس پس از انصراف از دانشگاه با یک بیماری روانی تازه تشخیص داده شده به خانه برمی گردد.
کمدی
ویجی کومار، فوق ستاره بالیوود، باید از افسر RTO، اوم پراکاش آگاروال، یکی از طرفداران سرسخت ویجی، گواهینامه رانندگی جدید دریافت کند. یک سوء تفاهم به یک دشمنی تبدیل می شود که در مقابل تمام کشور پخش می شود.
یک مادر آمریکایی وارث امپراتوری مافیای پدربزرگش در ایتالیا می شود. او بهعنوان سرپرست جدید کسبوکار خانوادگی، با هدایت مشاور شرکت، به طرز خندهداری انتظارات همه را زیر پا میگذارد.
یک وانت حامل کرورها پول نقد. یک شب بارانی در حومه بمبئی. سه باند ولگرد که از همدیگر بی خبرند، در مسیر شکار از هم عبور می کنند. متأسفانه همه آنها یک برنامه دارند. آیا آنها استخوان را گاز خواهند گرفت یا به طمع شکست خواهند خورد؟
مادر لیلا و بهرام می خواهد وام بگیرد تا برای فرزندانش خانه ای بخرد. اما پیرزن شرور پسرش گنجو را می فرستد تا پول را بدزدد. بچه ها تصمیم می گیرند عروسک هایشان را بفروشند تا دوباره پول خرید خانه را جمع کنند اما گنجو این بار عروسک ها را هم می دزدد. آنها به دنبال گنجو می روند و او را تا خانه اش تعقیب می کنند اما او آنها را به دام انداخت. عروسک ها برای نجات عجله دارند... همه را بخوانید
این فیلم در مورد یک دانش آموز تخیلی و سرزنده است که وقتی خودش را برای نوشتن یک رمان صحبت می کند، خانواده و محیط اطرافش را متحول می کند.
خلاصه ای در دسترس نیست. سومین قسمت از مجموعه فیلم های " محافظان کهکشان".
یک مهندس آرمان خواه جزیره خود را در سواحل ایتالیا بنا میکند و آن را یک کشور اعلام میکند و توجه جهانیان را به خود جلب میکند. وقتی دولت ایتالیا وی را دشمن اعلام میکند ، ارزشها آزمایش میشوند ، اکنون برای تغییر باید خطرات را از بین برد و…
یک طرح به زبان خود اضافه کنید
خانم نو (له گیانگ) یک مادرسالار سلطه جو است که خانواده سه نسل خود را به همان شیوه ای که دکه موفق سوپ رشته فرنگی خرچنگ خود را اداره می کند اداره می کند. به طور خلاصه، او کشتی را در تمام جنبه های زندگی اداره می کند. با این حال، زمانی که سه ژن ...
میرزا ابراهیمخان عکاسباشی که در سفر به فرنگ به سرمیبرد در آرزوی ازدواج با معشوقاش (آتیه) پس از بازگشت است. او در سفر شیفته سینماتوگراف میشود. رنجوری مظفرالدین شاه او را نگران آینده سینماتوگراف میکند و از شاه کسب تکلیف میکند. شاه به فراشباشی سفارش میکند تا میرزا ابراهیم خان را نزد پسرش (ولیعهد) بفرستد ولی فراشباشی اشتباها او را نزد پدر شاه (ناصرالدین شاه) میفرستد! شاه قاجار که مخالف سینماست و خودش فیلمها را سانسور میکند، عاشق یکی از هنرپیشههای داخل یک فیلم قدیمی میشود و برای آن که به معشوق برسد، حکومت را رها میکند و به دنبال سینما میرود. ?
برادر بزرگتر از ازدواج امتناع می ورزد زیرا معتقد است ممکن است در خانواده بزرگش ناهماهنگی ایجاد شود. برادران او، که قبلاً شریک پیدا کرده اند، گرد هم می آیند تا برای او همتای پیدا کنند.
برای به دست آوردن بودجه تحقیقاتی برای مطالعات خود، یک دانشمند پیشنهاد شرکت در یک آزمایش خارق العاده را می پذیرد: به مدت سه هفته، او باید با یک ربات انسان نما زندگی کند که برای خوشحال کردن او ساخته شده است.