انیمه داستان گرالت از ریویا، شکارچی هیولا، را دنبال میکند که برای بررسی حملاتی در یک دهکده ساحلی استخدام میشود. او بهزودی درمییابد که درگیر نزاعی چندصدساله بین انسانها و پریان دریایی شده است. گرالت باید با کمک دوستان قدیمی و جدیدش، پیش از تبدیل این خصومت به جنگی تمامعیار، راهحلی برای این درگیری بیابد و ...
آمریکا
این داستان به روایت دوستی عمیق و قدرتمند بین دو نوجوان سیاهپوست میپردازد که در کنار یکدیگر سختیهای مدرسه اصلاحات در فلوریدا را پشت سر میگذارند.
شارلوت خود را در یک رکود مییابد و به دنبال جرقهای است که به نظر میرسد دستنیافتنی است. پس از شبی پرهیجان از عاشقی و خیالپردازی درباره آیندهای با مردی به نام آدام، او ناگهان ناپدید میشود. وقتی شارلوت سرانجام متوجه میشود که آدام به بیماری لاعلاجی مبتلاست، تصمیم میگیرد به او کمک کند تا آخرین روزهای زندگیاش را به کاملترین شکل ممکن سپری کند.
در دل شلوغیهای مومبای، پرابها، پرستاری که زندگیاش به هم ریخته است، روزهای سختی را میگذراند. اما وقتی از همسر جداشدهاش هدیهای غیرمنتظره دریافت میکند، احساسات جدیدی در او بیدار میشود. آنو، هماتاقی جوان و سرزنده او، که به دنبال فضای خصوصی بیشتری هست، با موانع زیادی مواجه است. در نهایت، سفر آنها به یک شهر ساحلی به آنها فرصت میدهد تا فضای آرامی پیدا کنند و در آنجا آرزوها و خواستههایشان را دنبال کنند.
ریتا، وکیلی کمارزششده که برای یک شرکت حقوقی بزرگ کار میکند—شرکتی که بیشتر به بیرون آوردن مجرمان از زندان اهمیت میدهد تا اجرای عدالت—توسط رهبر یک سازمان جنایی استخدام میشود.
یک مارشال آمریکایی یک شاهد دولتی را برای محاکمه همراهی میکند، پس از آنکه او به ارتباط با یک رئیس مافیا متهم شده است. اما مارشال متوجه میشود که خلبانی که وظیفه انتقال آنها را بر عهده دارد، در واقع یک آدمکش اجیرشده برای ترور این شاهد است. پس از خلع سلاح او، آنها مجبور میشوند با یکدیگر پرواز را ادامه دهند، چرا که متوجه میشوند افراد دیگری نیز در تلاشند تا آنها را از بین ببرند.
خانوادهای در یک خانه روستایی دورافتاده توسط حیوانی نامرئی مورد حمله قرار میگیرند، اما با گذشت شب، پدر شروع به تغییر و تبدیل شدن به چیزی غیرقابلتشخیص میکند.
در طول دوران دبیرستان، زندگی پیتر برای همیشه تغییر می کند. عصر جدیدی از مرد عنکبوتی از اینجا شروع می شود!
یک بمب هستهای در لسآنجلس منفجر میشود و کشور به آشوبی بیسابقه فرو میرود. جف اریکسون، سرباز سابق گرین بریت و خانوادهاش به پناهگاهی به نام «هوماستد» پناه میبرند، یک دژ عجیب و غریب که توسط یک فرد آمادهباش در کوهستان ساخته شده است. با نزدیک شدن تهدیدات خشونتآمیز و شرایط آخرالزمانی به مرزهای آنها، ساکنان هوماستد در شگفتند که: یک گروه از مردم چقدر میتوانند در برابر خطرات طبیعت انسانی و خونریزی در آستانه درهایشان مقاومت کنند؟
وقتی دو عروسی بهطور تصادفی در یک روز و در یک مکان رزرو میشوند، هر دو خانواده عروس تلاش میکنند لحظه خاص خود را حفظ کرده و از این همزمانی غیرمنتظره بهترین استفاده را ببرند. در نبردی خندهدار از سرسختی و اراده، پدر یکی از عروسها و خواهر عروس دیگر با هرجومرجی تمامعیار مقابل یکدیگر قرار میگیرند و برای برگزاری جشنی فراموشنشدنی برای عزیزانشان، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند.
ادوارد، بازیگری که آرزوی شهرت دارد، تحت یک عمل پزشکی شدید قرار میگیرد تا ظاهرش را به طور اساسی تغییر دهد. اما چهره جدیدی که رؤیایش را داشت به کابوس تبدیل میشود؛ او نقش اصلیای که همیشه برای آن ساخته شده بود را از دست میدهد و به شدت وسواس پیدا میکند تا هر طور شده آنچه را که از دست داده، پس بگیرد.
سه زن از اقشار مختلف جامعه به طور مرموزی ناپدید میشوند. کارآگاهان تلاش میکنند ارتباطی بین آنها پیدا کنند، چرا که این زنان به نظر میرسد که ناگهان و بدون هیچ اثری ناپدید شدهاند. با گذشت زمان، این زنان رابطهای غیرمنتظره شکل میدهند که به کلید بقای آنها تبدیل میشود.
یک گروه از دوستان سابق دانشگاهی برای تجدید دیدار در یک کلبهی زمستانی گرد هم میآیند، پانزده سال پس از آنکه یکی از آنها در طول اجرای نمایش «سرود کریسمس» جان خود را از دست داد. این گروه بهتدریج متوجه میشوند که توسط فردی که به شکل چهرهی ترسناک اِبِنیزر اسکروچ (شخصیت اصلی نمایش) درآمده است، تحت تعقیب قرار گرفتهاند و یکی پس از دیگری به قتل میرسند.